نظر علي الطالقاني

301

كاشف الأسرار ( فارسى )

اهل شعور خارج باشد ، زيرا كه دانستى لازمهء شعور اختيار است ، و هم بيان فرموده كه آن غرض و غايت از روى حكمت و عقل است نه مانند غرض جهّال و حيوان در افعال خود . در مؤمنون فرمود أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ . 2 و در ( ص ) فرمود وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ . 3 در قيامت فرمود أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً . 4 و در اين آيات بيان اصل غرض و غايت نفرموده . و در ذاريات فرمود وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ . 5 و تصريح فرمود كه غرض و غايت از خلقت عبادت است و مؤيّد اين است حديث العبوديّة جوهرة كنهها الرّبوبيّة 6 يعنى حقيقت بندگى ربوبيت است ، يعنى بندگى به حقيقت بنده را ربوبيت دهد ، چنانچه در حديث قدسى است : يا بن آدم اطعنى حتّى اجعلك مثلى . 7 بنابراين لفظ كنهها از قبيل اضافهء صفت به موصوف است و اگر معنى اين باشد كه شناخته نمىشود كنه عبوديت مگر به ربوبيّت ، زيرا كه كنه هيچ معلول شناخته نمىشود مگر به شناختن علت او ، چنانچه در حكمت مسلّم است كه علت عين معلول است به نحو اجلى و اعلى ، و معلول عين علت است به نحو اخفى و ادنى ، و يا معنى اين باشد كه كنه عبوديت كه عقل اول و صادر اول باشد به ربوبيّت بسته است چون بستگى شعاع به شمس ، از ما نحن فيه خارج خواهد بود و هو العالم ، و يا معنى او موافق باشد با حديث قدسى لا يزال عبدى يتقرّب الىّ بالنّوافل حتّى احبّه فاذا احبّه كنت سمعه 8 ( الخ ) . و در حديث قدسى معروف كنت كنزا مخفيّا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لكى اعرف 9 غرض و غايت ايجاد را معرفت قرار داد پس بايد تصرفى در حديث و آيه به جهت رفع تعارض شود و چون ظاهر است كه عبادت فرع معرفت معبود است لهذا عبادت را تفسير به معرفت كردند . و ايضا حقيقت دين و اصل دين و سرمايهء ايمان و قرب و بهشت نيست مگر معرفت ، و جز او جميع عبادات از فروع دين است . لهذا در مذهب شيعه مسلّم است كه اصول دين عبارت است از معرفت چهار شيء : شناختن خدا و شناختن پيغمبر ( ص ) و شناختن امام ( ع ) و شناختن معاد . لهذا اگر كسى اين معارف او درست و مقرّ باشد و تارك جميع عبادات و فاعل جميع معاصى باشد بدون ارتداد ، به بداهت مذهب ، عاقبت به بهشت رود و مخلّد بماند . و اگر در يكى از اين معارف تقصير كرده باشد اگر چه در عبادت كامل باشد كافر و مخلد در جهنّم است . اين بود ظاهر كلمات و ما ان شاء اللّه